خرید بک لینک

دیروز توی ماهواره یه برنامه ای نشون می داد راجع به ترانس ها و وضعیت زندگی شون تو ایران... البته من از نصفه ی برنامه رسیدم ولی مامانم و بقیه داشتن نگاه می کردن.

با یه پسری مصاحبه می کردن که اگه خودش نمی گفت قبلا دختر بوده امکان نداشت بفهمی... همه چیش کاملا پسرونه بود. قیافه اش... کاراش... حتی صداش...

توی مدتی که داشتم برنامه رو می دیدم توی توهمات خودم سیر می کردم. طوری که اگه الآن یکی بپرسه پسره چی می گفت جوابی ندارم چون اطلا حرفاشو نمی شنیدم انقدر که غرق فکرها و توهم های خودم بودم. تو دلم می گفتم چی می شد من جای اون بودم...

بعد از تقریبا 45 دقیقه که برنامه تموم شد خواهرم که کف کرده بود گفت : " واقعا اینجور آدما پیدا می شن؟ " مامانم با یه حالت عصبانی گفت : " آخه اینا چیه نشون می دن؟؟؟ حال آدم بهم می خوره..." خواستم بگم این رفتار شماست که حال ما رو بهم می زنه ولی جلوی خودم رو گرفتم و به خودم گفتماحترام مادر واجبه...

ولی کاش می دونستی مادر که یکی از این به قول خودت حال بهم زن هابچه ی خودته...

........................

میخواستم بگم ترس من از نگفتن حقیقت به خانوادم اینه که برای منم یه همچین اتفاقی هنگام دیدن مستند از شبکه خبر رخ داد

برام دعا کنید

نتیجه تصویری برای ترنس اف 2 ام

+هر ترنسی مثل من تنهاست بهم ایمیل بزنه .من حتما جوابشو میدم

captainrvn@gmail.com

برچسب: برگرداندن متن کپی شده,بازیابی متن کپی شده,کپی متن pdf قفل شده,کپی متن قفل شده, نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 21:32

صفحه بندی